هفتاد سنگ قبر
آن روز٬نام فتح بیرونم می گذاشت. و شکل فتح فوری بود امروز برج فاتحه- انگشتهای تو- در فتح دیر با لکه های تاخیر نام مرا کنام آتش... چوب بزرگی که بر طبل مسی بزرگ می کوبد٬بر سنگ می تراشند.داخل مقبره پوکه های خالی فشنگ٬نقاب٬ و شرم انگشت می گذارند٬ با استکان مراد که هنوز گول را ندیده بود وقتی برای جوخه های حواری نوشت که الفبا از بام های شهر خون نا خوانا را بر دیوار زد یدالله رویایی.
بیرونم می گذاشت.
و شکل فتح فوری بود
امروز برج فاتحه- انگشتهای تو-
در فتح دیر
با لکه های تاخیر
نام مرا
کنام آتش...
چوب بزرگی که بر طبل مسی بزرگ می کوبد٬بر سنگ می تراشند.داخل مقبره
پوکه های خالی فشنگ٬نقاب٬ و شرم انگشت می گذارند٬ با استکان مراد که هنوز
گول را ندیده بود وقتی برای جوخه های حواری نوشت که الفبا از بام های شهر خون
نا خوانا را بر دیوار زد
یدالله رویایی.
● مریم بیات | |
"اتفاقها بدون هیچ زحمتی واقعی هستند"
Home Email
حسین پناهی یکی با من ص.و دانشجو سکسکه نادر نظامی عکس فوری نیلوفر اعتمادی چکمه ها خرمگس سلمان جبار پور اسبم را برای خداوند میبرم الهه شاملو کیا بهادری پگسا مثل سیگار بعد چای پتک.ادبیات اعتراض مجتبی ماندگاری اخترک 0098