تبليغاتX
نا تنی

نا تنی

تو و صد سبحه جولانی من و یک اشک لغزیدن..

بدرقه ی کابوسهای بی دندان.

نشیب لحظه هایی که می گذرد.

که آینه آینه از نگاهت پیر شوم.

که این باران روی سقف خانه ما تخم گذاشته.

که گلو گلو از گهواره ی کوچک بچگی بغض کنی٬

بالا بیاوری کلمه هایی که از اعدام وزن تبرعه شدند٬

شعر بگویی تا عاشقانه ی دستهات نپوسد٬

زنانگی گم شده ات را هوار بکشی٬

از باغچه های باکرگیت گل بچینی٬سبد سبد٬

که به بازار رنگها و تکرار ها عادت کنی.

که دلت بگیرد از درد.

به شب بگویید       سیاهی را

آرامتر بنوازد٬          تنهاییم خواب است.

 

مریم بیات | |